عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

780

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

خبر كرد از وجود عيسى بىپدر ، پس عيسى كه مخلوق است و پسر مريم است ، چگونه خدا بود ؟ و مادر وى پيش از وى بوده ، و از وى در وجود آمده ، و خداى قديم است ، لم يزل و لا يزال ، پيش از وى هيچ چيز نه ، و پس از وى هيچ چيز نه . مصطفى ( ص ) گفت : « انت الأوّل فليس قبلك شىء و انت الآخر فليس بعدك شىء ، و انت الظّاهر فليس فوقك شىء و انت الباطن فليس دونك شىء » . وَ رُوحٌ مِنْهُ - اى امر منه ، لأنّه بأمره كان ، و قيل : و روح منه اى و نفخة منه ، لأنّ جبرئيل نفخت فى روحها ، فحملت باذن اللَّه ، معنى آنست كه : نفخهء جبرئيل بفرمان حق به مريم رسيد ، و از آن بار گرفت . و نفخهء جبرئيل را روح گفت ، لأنّها ريح تخرج من الرّوح . و قيل : معناه ، و رحمة منه ، يعنى : جعله اللَّه رحمة لمن تبعه ، و آمن به . يدلّ عليه قوله : وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ اى قوّاهم برحمة منه . و قيل : الرّوح ، الوحى . اوحى الى مريم بالبشارة و الى جبرئيل بالنّفخ ، و اليه ان كن فكان ، يدلّ عليه قوله : « يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ » . مذهب حلوليان و ترسايان آنست كه : وَ رُوحٌ مِنْهُ اين « من » تبعيض است تا بعضيّت و جزئيّت ميان خالق و مخلوق اثبات كنند ، و نه چنانست كه ايشان گفتند ، تعالى اللَّه عن ذلك علوّا كبيرا ! اين « من » نه تبعيض راست ، بلكه ابتداء غايت راست ، چنان كه در آن آيت گفت : سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ . اگر « روح منه » اقتضاء كند كه عيسى بعضى است ازو ، پس « جَمِيعاً مِنْهُ » اقتضاء كند كه هر چه در آسمان و زمين چيز است ابعاض است ازو ، و باتفاق اين من تبعيض نيست ، پس « و روح منه » همين است ، و جز اين نيست . امّا روح در قرآن بر وجوه است : يكى از آن روح است كه اجسام بدان زنده ،